توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !

خرید بک لینک
بسم الله مهربون :)

ترسِ از دست دادنش و نرسیدن بهش داره خفه م میکنه ! فک میکنم اگه نشه نصف انگیزه ی زندگیم رو از دست بدم !

+الهی که بخواین و بشه :)
توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :)

چقد خوب و هیجان انگیز میشه اگه یهویی طور یه دسته نرگس وحشی هدیه بگیرم!

+الهی که بخواین و بشه :)
توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :) +به هر حال توی زندگی هممون یه چیزی هست که میخوایمش ولی مال ما نیست . یه چیزایی که نمیشه با تلاش به دست آورد ... یه چیزایی که خودت توی به دست آوردنشون هیچ نقشی نداری ... باید صبر کنی ... انتظار ، انتظار ، انتظار ... همیشه متنفرم بودم از این رویاها و آرزوها ... که همش منتظر باشم ببینم میشه یا نه ... آخرشم مال من نباشه =) ادم این رویاها نیستم . عادت دارم وقتی چیزی میخوام ، به دستش بیارم ... این رویاها داغونم میکنن وقتی بهشون فک میکنم ! همیشه سعی میکنم درگیر این خواستن ها نشم ... و اولین باره درگیرِ این نوع خواستن شدم ! و قرار نیست اتفاق خاصی هم بیفته ! واقعا چرا کاری از دستم ساخته نیست =) انصاف نیست اصلا =) +ستاره بشیم ، بدرخشیم .... پرنور و زیبا ... باشه ؟ :) پ.ن : باید هندسه فضایی بلد باشی تا متوجه بشی آناتومی گوارش چی به چیه =| این همه شریان چیه >_< توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :) +بعد از ظهر هوا از اون هواهای پاییزی و ابری و دوست داشتنی بود . لباس ورزشی هامو پوشیدم ، با شال و کلاه و دستکش راه افتادم ... تقریبا سه ساعتی قدم زدم ! بهش فک میکردم و هر لحظه مطمئن تر میشدم به چیزی که بود ... ولی چه فایده ! مصداق بارز "من به تو فک میکنم هر دقیقه دو سه بار" منم والا =| +لذت میبرم وقتی میبینم انقد سخت کار میکنه و انقد عالی نتیجه میگیره الگوی عزیزم ! ماشین جدید خریده بود ، خدا تومن ! ... بهش گفتم یه پیتزای سبزیجات میخوام با شیش تا سس و یه اب انبه به عنوان شیرینی =) اما خب خودمم میدونم نمیگیرم ازش ... + بعضی وقتا اصلا صبور نیستم . دلم میخواد زودتر بپرم توی تابستون . تکلیفم مشخص شه دوباره بصورت حرفه ای برم دنبال موسیقی و نقاشی و حتی تر سوارکاری *_* خیلی بیشتر از اینا مشتاق ترم که تابستون بیاد برم طهران به دیدن الی جان و شاتوت جان و فروردین دخت جان :) +بهش میگم خب من واقعا بهش فک میکنم ناراحت میشم ... میگه " یه به درک بگو و رد شو" =))))) همیشه همینو میگه ... کلا زندگیش بر پایه ی " یه به درک بگو و رد شو" بنا شده ! حالا فک نکنید آزاده رو میگم ها d; +الهی که بخواین و بشه :) توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :) نمیتونم این همه مجاورت برای آناتومی گوارش حفظ کنم . واقعا به من چه خلف و فوق و قدام و پایینِ ایلئوم و ججنوم چه کوفت و زهر ماری هست ! یا فلان شریان مسیرش چجوریه و چه شاخه هایی داره ... به چه دردم میخوره اینا رو بدونم ؟ خیلی خوب میدونم که برای پزشکی ساخته نشدم ... من اگه همون رشته ی ریاضی رو ادامه میدادم ، اگه مهندسی عمران یا معماری خونده بودم ، الان یکی از بهترین ها بودم ... توی این راه نمیتونم حتی از 5 درصد توانایی هامم استفاده کنم ... هنوز سال دومم و نمیتونم کنار بیام و تحمل کنم ، هنوز به سختی های راه نرسیدم ، وای به حال بقیه ش ... واقعا سرنوشت من قراره چی بشه دقیقا =| زندگیم شده یه آش شله قلم کاری که خودمم نمیدونم چه خبره ... یه ماه و نیمه میان ترم داریم و هنوز تموم نشده ... همه ی برنامه های کنکورمم ریخته بهم >_< عمیقا دارم فک میکنم عایا بعد هفت سال اصلا انرژی و انگیزه ای توی وجود من هست برای رفتنِ به دنبال علاقه ی اصلیم ؟ +حال دلتون خوب ... توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :) +یه کمی نگرانم برای درس فیزیک . نسبت به بقیه ی درس ها خیلی کمتر خوندمش . میخواستم تا اخر اسفند تمومش کنم ولی الان خیلی عقبم . تازه امتحان های ترم شرو بشه قطعا دیگه هیچی نمیتونم بخونم :) +فصل حرکت 707 تا تست داشت ، که همه ی 707 تاشو حل کردم . خیلی وقت برد خدایی . کلا من همین جوری ام که هر تعداد تستی هر فصلی داشته باشه باید همشونو حل کنم :) گرچه خیلی هاشم به درد کنکور نمیخورد ، خصوصا اون یک قدم تا صد هاش . دینامیک رو تازه شرو کردم . اونم همین حدود تست داره =|| +زیست دوم رو که خب فک میکنم همه تموم کردیم ، چون توی آزمون ها هم تموم شده دیگه . زیست سوم هم من فک میکنم تقریبا تا دو هفته و نیم دیگه تموم میکنم . کلا میخوام تا آخر اسفند جمع و جورش کنم ... دیگه هم ای کیو نمیخونم که خیلی پرته از کنکور . برای من که وقتم این همه محدوده خوب نیست ... +عمومی اصلا نمیخونم و این نگرانم میکنه . هیچی نمیرسم بخونم . یعنی هیچی ها ! +من آدمیم که 99 درصد اوقات باید به چیزی که میخوام برسم . همیشه هم فک میکنم اگه تلاش کنیم ، موفق میشیم ولی در عین حال هیچ وقت رویاپرداز و خیال باف نبودم . همیشه واقعیت رو دیدم ، نه بیشتر و نه کمتر . شرایط من برای موفقیت اصلا خوب نیست . خیلی امکانش کمه موفق بشم ... خیلی خیلی کم . ولی من برای همون امکانِ کم هم دارم تلاش میکنم که اگه خدایی نکرده بعدا نشد ، ب توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :)بالاخره یه روز صبح میاد که این آلارم مسخره ی موبایلم زنگ نمیزنه و من انقد میخوابم تا بمیرم =| هر روز صبح خواب میمونم ، هر روز صبح بدو بدو اماده میشم ، هر روز صبح بدون صبحانه میرم دانشگاه ، هر روز صبح تا خود ایستگاه سرویس میدواَم ... بعضی روزها هم مثل امروز جا میمونم که خب خیلی ریلکس برمیگردم خونه و بیخیال دانشگاه میشم =)))) تازه هر روز هم اولین کلاس رو دیر میرم ، چون اول باید برم بوفه صبحانه بخورم ! +به اندازه ی سه روز از برنامه م جا موندم ... +الهی که بخواین و بشه :) توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :) هیچ وقت تا این حد غافلگیر نشده بودم . اصلا انتظار نداشتم هدیه بخره با پست بفرسته =)) کلی هیجان انگیز بود ... قول دادم همون 11:10 دیقه ی شب که به دنیا اومدم بازش کنم =)) هرچی ازش پرسیدم چی توی این جعبه به این بزرگیه نگفت ... اونم منه کنجکاو =| تا شب میمیرم فک کنم -_- عصر جشن داریم ... با دوستانِ جان *_* توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :)

امشب شما لطف کنید برای من بنویسید :) این پست یادگاری بمونه برای من از طرف دوست های بلاگستانی عزیز :)

+ :)
توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 15:02

بسم الله مهربون :)

خسته م ... خیلی خیلی هم خسته م ... واقعا بعضی وقتا فک میکنم دارم خیلی بیشتر از توانم تلاش میکنم و میدواَم ...
ممکنه یه زمانی به خاطر این روزایی که دارم اینجوری میگذرونم پشیمون بشم ؟
کلی خوابم میاد ...

+کامنت هارو بعدا جواب میدم .
+ :))
توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب !...

ما را در سایت توی عنوان هم تاکید میکنم که اگه حساسید نرید ادامه ی مطلب ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 11:30

صفحه بندی